محمدحسين ناصر الشريعه

239

تاريخ قم ( فارسى )

وفات شيخ صدوق را در سال 381 نوشته‌اند ، و اين كه محدث نورى ترجمه تاريخ قم را به سال 865 نوشته‌اند اشتباه و سهو القلم است . چه در ديباچهء مترجم مصرح است كه به « سال 805 و 806 از عربى به فارسى نقل كرديم » . و اين كه فرمودند كلمه تسعين در اصل سبعين بوده و به تصحيح نساخ كتاب تسعين شده ، چنان‌كه ثلث و تسعين بعد از ثلثمأة باشد قطعا غلط است ، زيرا علاوه بر اين كه وفات صدوق در سال 381 است ، تصنيف تاريخ قم هم در سال 378 بوده ، ولى حقير احتمال مىدهم كه ثلث و تسعين بعد مأتين باشد ، زيرا كه در آخر حكايت ، صدوق يا مصنف تاريخ قم مىگويد « و ابو الحسن محمد بن حيدر گويد به استفاضه شنيدم كه ابو الحسن رضا مدفون است در موسويان به قم ، در صورتى كه بنابر فرمايش محدث نورى كه اين حكايت در سال 373 واقع شده باشد چنان‌كه ذكر شد تصنيف تاريخ قم به سال 378 است ، و به فاصلهء پنج سال بعد از اين حكايت تاريخ تصنيف شده و مصنف خود اهل قم و معاصر با حسن مثله و سيد ابو الحسن مىشود ، دليل ندارد اين حكايت را از كتاب صدوق نقل نمايد . علاوه ، صدوق هم معاصر با سيد ابو الحسن است ، و بر فرض فوت او ، خود صاحب تاريخ يا صدوق فوت او را ديده و مدفن او را مىشناسند ، لازم نيست از ابو الحسن محمد بن حيدر نقل نمايند كه او هم بگويد به استفاضه شنيدم كه ابو الحسن رضا مدفون است در موسويان به قم . اين عبارت ظاهر در اين است كه صدوق و يا مصنف تاريخ قم در عصر سيد ابو الحسن نبوده‌اند ، و مدفن او را نمىدانسته‌اند كه از محمد بن حيدر نقل نموده‌اند ، و او هم به استفاضه شنيده است . بنابراين ، احتمال دويست و نود و سه ( 293 ) قوى است ، و نود و سه درست است ، ولى بعد از مأتين ، و اما صدوق چگونه از حسن مثله نقل مىنمايد ، با اين كه در تاريخ وقوع اين حكايت هنوز متولد نشده بود . ممكن است حسن مثله عمر زيادى نموده و در آخر عمر خود و اوائل عمر صدوق اين حكايت را براى او نقل نموده باشد يا واسطه از قلم افتاده باشد ، و العلم عند اللّه .